کارگاه آموزشی خصوصی همسفران
دوشنبه 13 آبان 1398 ساعت 11:50 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر حانیه | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله

دهمین جلسه از دور شانزدهم سری 

کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران کنگرۀ 60؛ نمایندگی شفا مشهد


با دستور جلسه : " رابطه یادگیری و معرکه گیری " 

    استاد جلسه : دستیار دیده بان، همسفر منیره

نگهبان جلسه : همسفر ناهید    دبیر جلسه : همسفر الهام

  روز دوشنبه مورخ  1398/08/13 در ساعت 16:00 آغاز بکار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان منیره هستم، یک همسفر؛
خوشحالم که امروز در شعبه شفای مشهد هستم؛ باعث افتخار بنده است.
از خانم سهیلا عزیز بسیار سپاسگزارم که بنده را لایق این جایگاه دانستند.
دستور جلسه رابطه یادگیری و معرکه گیری است. انسان ها معمولا یا در حال یادگیری هستند و یا معرکه‌گیری.
یک معرکه‌گیر نمی‌تواند هم معرکه‌گیر باشد و هم در حال یادگیری و آموزش ببیند. چیزی که خیلی مهم است اینکه کسانی که معرکه‌گیر هستند، دست می‌گذارند روی نقاط قوت خودشون و آنها را به رخ دیگران می‌کشند. افرادی که معرکه‌گیری می‌کنند، می‌بینید که در یک زمینه ای قبلا موفق نبوده‌اند یا دست میذارند روی نقاط ضعف دیگران و یا همان نقاط قوت خودشون رو به رخ دیگران می‌کشند.


کلا انسان ها برای اینکه بتوانند پرواز کنند، به دو تا بال نیاز دارند؛ که اگر یکی از این دو بال بزرگ و دیگری کوچک باشد، ممکن است بخواهند پرواز کنند اما در جای خود درجا می‌زند. اون بالی که بزرگ هست، میشه توانایی های ما و اون بالی ک کوچک هست ناتوانایی‌های ماست که باید آموزش ببینم.
یک زمانی من فکر می‌کردم که در کنگره چون آموزش هست، سی‌دی هست، آقای مهندس است، دیده بان ها هستند، خانواده‌ی آقای مهندس هست و آموزش داده می‌شود، هیچ مشکلی در کنگره نباید باشه؛ اما بعد از یک مدت متوجه شدم که بیشترین مشکلات می‌تونه همین جا باشه. به‌خاطر اینکه، مرز بین خدمت و خیانت خیلی باریک است.
مرز بین عمل سالم و عمل به ظاهر نیک خیلی باریک است؛ چون بیرون از کنگره طرف در بازی در نا آگاهی خود است.
اما وقتی ما میایم یه سری آموزش‌ها رو در کنگره می‌گیریم، اون موقع است که مرزها رو تشخیص دادن برامون خیلی سخت میشه.
یعنی من باید مدام روی اون بال کوچیکه تمرکز بکنم و مدام آموزش بگیرم، آپدیت بشم، به روز بشم، سرم به کار خودم باشه
یه موقع‌هایی می‌بینی انقدر باید این توانایی رو داشته باشی، در حال آموزشی، یه دفعه چشم باز میکنی می‌بینی تو یک حاشیه بزرگ گیر افتادی ناخواسته و خودت شدی یکی ازون معرکه گیرها. خیلی مشکلِ توی کنگره حرکت کردن؛ زمانی که داری آموزش می‌گیری، حتی بیرون از کنگره حرکت کردن هم برات سخت میشه‌.
و ما این معرکه گیربودن رو، آقای مهندس خیلی قشنگ گفتن ٤شنبه، هممون تجربه کردیم به نوعی و حالا کسایی ک اومدن متوجه شدن، آموزش گرفتن و از ین معرکه گیربودن بیرون اومدن.
و انسان‌ها مدام دنبال این هستن که هم خودشون رو بپیچونن و هم اطرافیاشون رو. این دقیقا جمله ۴شنبه آقای مهندس هست.
ما باید خیلی حواسمون باشه، خیلی دقیق و حساب شده حرکت بکنیم که درگیر این معرکه‌گیری توی کنگره نشیم؛
چون کنگره سیستمش انقدر حساب شده و دقیق هستش، فکر می‌کنیم که اگر من بیام حالا یه حرکت کوچیک بزنم، هیچ اتفاقی برام نمیفته؛ نه اصلا اینطوری نیست.


من اگر تو مسیر حرکت کنم، اگر صلح و آرامش درونم رو داشته باشم و به دیگران انتقال بدم، توی کنگره موندگار میشم و جایگاه‌های مختلف رو تجربه می‌کنم و با توجه به خدمت‌هایی که انجام میدم گره‌های درونم هم باز میشه.
اما زمانی که وارد معرکه گیری میشی، ببینید اگر جسم انسان رو به یک ساختمان بخواهیم تشبیه بکنیم؛ زمانی که یک لوله‌ای تو ساختمون می‌ترکه، اون لوله رو وقتی درست می‌کنی، حالا فکر کنید تو جسم انسان هست، حال خوبی به‌دست میاره. حالا شما فکرکن این رو روی ستون‌هایی که محکم هستن، رو اونا تمرکز بکنی، خب اون تواناییش رو داره. هیچ کاری نمیتونی براش انجام بدی؛ کسایی که وارد معرکه گیری میشن اون اولش فقط حال خوش به‌دست میارن، بعدش اون حال بدی ک به‌دست میارن دیگه نمی‌تونن از اون مخمصه ای که توش گیر افتادن بیرون بیان و این معرکه گیر بودن باعث میشه که انسان، چون گفتم سیستم کنگره به‌صورتی هستش که حساب شده و دقیق هستش، یک لحظه به خودت میای می‌بینی که اِ من با فلانی با هم وارد کنگره شدیم، اون به همه جایگاه‌ها رسیده، من نرسیدم. چرا؟ چون اون در حال یادگیری و آموزش بوده، من در حال معرکه گیری.
اولین کسی که قربانی این داستان میشه، خود اون شخصیه که داره معرکه گیری انجام میده و از گردونه خارج میشه و حتما حتما، چون دیگه بازی داشته در آگاهی انجام می‌شده، حال خیلی بدی رو تجربه می‌کنه و از این مخمصه بیرون اومدنش خیلی مشکل تر میشه.
دقیقا مثل کسایی که میان آموزش میبینن و برگشت میکنن؛ زمانی که برگشت میکنن، آقای مهندس اینو توی سی‌دی‌ش گفته بود که اگر یک کسی که سفر دومه، هیچ جایگاهی نداره، برگشت میکنه قضیه‌اش خیلی فرق میکنه. یک کمک راهنما برگشت میکنه، قضیه‌اش باز خیلی بیشتر فرق میکنه؛ اما یه دیده بان وقتی برگشت میکنه، دیگه خیلی خیلی قضیه‌اش فرق میکنه؛ چرا؟ به‌خاطر اینکه آموزشش قوی تر بوده.
چیزی که توی کنگره خیلی مهمه، اینکه الان خداروشکر کنگره به سرعت داره کار خودش رو انجام میده؛ یعنی من همیشه به رهجوهای خودم میگم، به کسایی هم که باهاشون در ارتباطم میگم که کنگره مثل یک بستر و مثل یک مهمونی هست که این سفره پهنه، همه چی هم درونش هست؛ این منم که چقدر از این سفره استفاده می‌کنم.
یعنی حیفه اینکه همه چی اینجا باشه، من بتونم کوله‌ام رو پر بکنم برای مرحله بعدی، برای بعد دیگه ای، برای اصلا در همین دنیا زندگی کردن، می‌تونم استفاده بکنم و استفاده نمی‌کنم و دچار مشکل میشم و یه پرونده دیگه ای برای من باز میشه که خیلی سخت‌تر امتحان پس میدم. چیزی که مهمه اینکه مدام باید حواسمون به خودمون باشه. شاید در مراحلی حساس قرار بگیری که واقعا ندونی کاری که الان داری انجام میدی عمل سالمه یا عمل به ظاهر نیک؛ اما زمانی که کوله‌بار من پر باشه، آموزش‌های کنگره را کاربردی کنم، من همیشه میگم اگر ۵دقیقه سی‌دی آقای مهندس را من بتوانم روی خودم و در زندگی‌ام کاربردی بکنم، ببینم این دقایق کنار هم جمع بشه چه اتفاقی می‌افتد.
زمانی که معرکه‌گیری در من شروع میشه و جرقه زده میشه، آموزش من متوقف میشه؛ یعنی راکد و نمیشه همزمان هردوتا را داشت. 


امیدوارم که همه‌ی ما در درجه اول در مسیر الهی قرار بگیریم، همیشه نظر خداوند به ما باشد. در کنار اون ماهم تلاش بکنیم.
در یک سی‌دی آقای مهندس می‌گفتن خداوند عاشق کسایی هست که تلاش می‌کنن و به مسیرشون ادامه میدن؛ حتی خداوند از کسانی که تنبل هستند، خوشش نمیاد.
در کنگره همه چی برای ما فراهم است؛ اگر مقداری تلاش کنیم می‌رسیم به اون چیزهایی که قراره برسیم.
اگر درون خود را زیبا کنیم، به صلح و آرامش برسانیم، امکان داره بتونیم روی شعبه‌ی خودمون تاثیر بذاریم؛ اما اگر حالمون بد باشه، باز هم امکان داره روی شعبه تاثیر بذاریم. این به انرژی ما بستگی داره که برای ساختمان شفا چه اتفاقی بیفته و در مسیر تلاش و در مسیر خوبی قرار بگیره یا اینکه نه، در مسیر ضدارزش‌ها و در حاشیه باشه.
زمانی که مشکل سر راه من قرار میگیره، اگر به اون مشکل فکر کنم، بیشتر آن را جذب می‌کنم و باعث بیشتر شدن آن می‌شوم؛ اما باید بدونم مشکلی که پیش اومده عادیه و من به مسیرم ادامه بدهم، و به این قضیه انرژی ندهم.
امیدوارم که همه‌ی ما در مرحله آموزش باشیم و مدام در پی یادگیری باشیم. این یاد گرفتن باعث رسیدن ما به حال خوش، صلح و آرامش بشود و بتونیم چه درون کنگره و چه بیرون از آن، این رو نشر بدیم.
موفق باشید؛ سپاسگزارم.

در ادامه جلسه به همسفران تازه رها شده، گل نمادین رهایی اهدا گردید:





همچنین از خانم ناهید، مسئول نشریات، تقدیر و تشکر شد:






تایپ مطلب: همسفر زهره، لژیون پنجم
عکاس: همسفر زهره، لژیون پنجم
ارسال مطلب: همسفر حانیه، لژیون هفتم



Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: روز 2شنبه جلسات همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فریده از شادآباد چهارشنبه 22 آبان 1398 12:03 ب.ظ
درود بر اعضای شعبه شفا
خانم منیره عزیز از سخنان شما بهره بردم ان شاالله همواره با عشق در مسیر اموزش و خدمت باشید.

به امید روزگارانی خوش و خدماتی الهی در این شفاخانه
منیره پنجشنبه 16 آبان 1398 08:59 ب.ظ
سلام خداقوت
ازهمه عزیزان تشکر میکنم
کلی درشعبه شفا انرژی گرفتم
درود برشما
سمانه همسفر علیرضا چهارشنبه 15 آبان 1398 03:06 ب.ظ
جلسه خیلی خوبی بود ممنون از خانم منیره عزیز باعث افتخار بود ملاقات با شما .امیدوارم موفق باشید
خداقوت عرض میکنم به خانم ناهید مهربون و دوست داشتنی انشالله در جایگاه های بالاتر ببینمتون.
خداقوت به نگهبان و دبیر و لژیون پنجم و همینطور خدمتگذاران در واحد سایت
هما لژیون ۵ سه شنبه 14 آبان 1398 09:20 ب.ظ
بسیار جلسه عالی بود متشکرم از سر کار خانم دیدبان ، و خانم سهیلا و نگهبان عزیز و خانم دبیر و لژیون ۵ ، موفق و موید باشید
همسفر سهیلا سه شنبه 14 آبان 1398 01:02 ب.ظ
سلام و خدا قوت
جلسه خیلی خوبی بود از حضور خانم منیره بسیار سپاسگزارم و آموزش گرفتم به نگهبان و دبیر و لژیون خدمتگزار هم خداقوت میگم همینطور گروه مرزبانی و سایت .امیدوارم در همه مراحل زندگی موفق باشبد.
ناهید ورزشبان والیبال شعبه شفا سه شنبه 14 آبان 1398 07:23 ق.ظ
سلام وعرض ادب واحترام خدمت همه عزیزان
خدمت دستیار دیده بان محترم سرکار خانم منیره عزیز خیرمقدم عرض میکنم باعث افتخار ومباهات من بود که در این دوره خدمتی در کنار شما بودم واز بیانات زیبای شما استفاده کردم و آموزش گرفتم از اسیستانت شعبه سرکار خانم سهیلا عزیز تشکر وقدر دانی میکنم به دبیر عزیز خداقوت میگم ویک خداقوت ویژه خدمت خانم ناهید در واحد سایت امیدوارم در جایگاه های بالاتر ببینمتون وخداقوت وتشکر فراوان از تمامی خدمتگزاران در واحد سایت
سه شنبه 14 آبان 1398 07:13 ق.ظ
خدا قوت بچه های سایت و لژیون پنج دوستون دارم.
همسفر حانیه سه شنبه 14 آبان 1398 12:13 ق.ظ
عرض ادب و خیرمقدم خدمت خانم منیره عزیز؛ از خواندن صحبت‌های شما خیلی لذت بردم و آموزش گرفتم.
خداقوت به دبیر و نگهبان عزیز.
تشکر میکنم از خانم ناهید بابت خدمت صادقانه در واحد نشریات. امیدوارم در جایگاه‌های بالاتر ببینمتون.
خداقوت میگم به تمامی خدمتگزاران عزیز.
آرزوهمسفراحمد سه شنبه 14 آبان 1398 12:06 ق.ظ
همتون عشقین بچهای لژیون5
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو