دل نوشته به قلم همسفر سکینه " یا آموزش های کنگره می توان ناامیدی را به امیدواری تبدیل کرد"
یکشنبه 23 شهریور 1399 ساعت 04:52 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست مدیر وبلاگ همسفر زهرا | ( نظرات )


همسفران نمایندگی لویی پاستور - بزرگترین کمک کنگره به من برگرداندن زندگی و  سلامتی پسرم بود.

سلام دوستان سکینه هستم همسفر;

چند روز بود بخاطر حال خراب پسرم امیر محمد درگیر افکار منفی شده بودم چون وضعیتش نا جوره اما من ، سکینه چند سال پیش نیستم که وقتی با این اوضاع و احوال مواجه می شدم از پسرم حالم خراب تر می شد و روز و شب اشک واه و ناله می کردم و می گفتم دیگر تمام شد .
دیگر امیدی نیست آخر خط پسرم هست و زندگی ما بر باد رفته نه ، من آدم قبل نیستم من تغییر کردم من آموزش گرفتم و سعی کردم ، تلاش کردم تا وضع از این شرایط ناجور و بهم ریخته به سرو سامان نسبی برسد و خدا را هزاران بار شاکرم که بواسطه همین پسری که تمام زندگی منو بهم ریخته با جبر و التماس دوسال پیش با کنگره آشنا کرد هر چند خودش نخواست و سفرش را خوب انجام نداد.
اما سبب شد من به آرامش نسبی برسم و در برخورد با مشکلات عدیده و وضعیت نامناسب پسرم خوب فکر کنم مستأصل نشوم زمین و زمان را بهم نریزم وبا آرامش بیشتری بتوانم بهترین کار را انجام بدم قبل از ورودم به کنگره وقتی پسرم ، همسرم و مشکلات دیگه زندگیم را می دیدم فقط ناامید می شدم و بدون تفکر هر کاری انجام می دادم .
شاید که بتوانم پسرم را نجات بدم هر کس هر پیشنهادی می داد فکر می کردم درسته چون صورت مسئله اعتیاد بلد نبودم الان که دارم این چند خط می نویسم پسر گمشده در تاریکی من ، جلوی من با صورت پر از ،زخمهای وحشتناک و حال خراب که برای هر مادری دیدن فرزندش در این وضعیت شاید غیر قابل تحمل باشد و اگر من ، سکینه قبل از کنگره بودم روزی چند بار آرزوی مرگ می کردم اما الان ناراحتم و هیچ کس شاید احساس مادری در شرایط من درک نکنه مگر اینکه مادر باشد .
امیدوارم هیچ مادری شاهد نابودی فرزندش مثل من نباشه بسیار دردناک هست اما من دیگه ناامید نیستم مطمئنم با عنایت خداوند وکمک کنگره روزی فرزند من و همه فرزندان گمشده در تاریکی راهشان را به سمت نور و روشنایی پیدا می کنند انشاء الله ،و به دل خوشی های زندگیم در کنگره نگاه می کنم و خاطرات شیرین و بیاد ماندنی دوره حضورم رو مرور می‌کنیم کنم و گاهی قطرات اشک واه حسرت و گاهی لبخند و شادی وجودم فرا می گیرد بله خدارا شکر می کنم .
کشتی زندگی من توی طوفان اعتیاد و مشکلات دیگر که اکثرا سرمنشاء آن اعتیاد بود شکسته بود وبا وزش هر باد و طوفان کوچک و بزرگ به صخره های مشکلات بر خورد می کرد روز بیشتر از پیش شکسته و شکسته تر می شد و بجایی رسید.
که واقعا من ، زندگیم را روی یه تخته پاره تو امواج پر تلاطم دریا می دیدم که هر آن امکان غرق شدن من و زندگی خانوادگیم می رفت اما خدارو شکر می کنم با عنایت قادر مطلق و کمک ، کمک راهنمای مهربان ، پرتلاش و دلسوز همسرم جناب آقا فرهاد و سرکار خانم احترام عزیزم کم کم و قدم به قدم به ساحل نجات نزدیک و نزدیکتر شدیم و همسرم با سعی و تلاش و مردانه سفرشان را شروع کردن و در دوازدهم تیر ماه بود که جناب فرهاد با همسرم تماس گرفتند و گفتند آن شاء الله بیست و پنجم تیر آماده باشید.
واسه رهایی ... وقتی دیدم چشم های همسرم برق زد اول متوجه نشدم چی شده بعد دیدم آنقدر همسرم خوشحال انگار یکی از بهترین خبرهای عمرش را شنیده وقتی همسرم سفرش شروع کرد حقیقتش من خودم را همسفر ایشان نمی دانستم و فقط با خودم می گفتم من همسفر امیر محمدم و هرگز فکر نمی کردم که از شنیدن این خبر اینقدر احساس شادی کنم و حال دلم خوب بشود.
وقتی همسرم رها شدند یکی از بهترین روزهای عمرمان را تجربه کردیم که به هیچ وجه قابل وصف نیست امیدوارم همه مسافران و همسفران این لحظه شیرین را تجربه کنند والان وقتی زندگیم با دوسال پیش مقایسه می کنم اصلا قابل قیاس نیست و آرامش و حال خوبی که من و همسرم داریم با وجود مشکلات ، مدیون کنگره ، جناب مهندس عزیز و خانواده گرامی وهمه اعضای بزرگوار کنگره وحتی عزیزان مسافر وهمسفر می دانم.
چون همه اعضا مثل جورچین باید کنار هم همراه وهمدل باشند تا یک اتفاق قشنگ رخ دهد از همه متشکرم از جناب آقا فرهاد عزیز وصبور که مثل یک برادر دلسوز وبسیار آگاه واستادی توانمندبه همسرم کمک ویاری رساندن سپاسگزارم و همین طور از سر کار خانم احترام مهربان ، متین که در بزنگاههای ناامید ی با دانشی که در ایشان سراغ دارم کمک و یاریم کردند .
تشکر وقدردانی می کنم و می دانم با هیچ زبانی من وهمسرم قادر به تشکر وسپاسگزاری از این دو بزرگوار نیستیم فقط امیدوارم همیشه موفق شاد و سلامت در پناه حق باشند و همین طور تمام اعضاء فداکار کنگره که عاشقانه وخالصانه خدمت می کنند ، و دعا می کنم برای تمام پسران ودخترانی که مثل فرزند گمشده در تاریکی من راهشان را گم کرده اند روزی با تصمیم درست وسفری باعشق از ظلمت به سوی نورو روشنایی قدم بر دارند ورهایی ها مستدام وجزوء خدمتگزاران واقعی باشند.
انشاءالله 


"باسپاس و تقدیر از نویسنده مطلب همسفر سکینه  لژیون هشتم "

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ویرایش مطلب :همسفر مژگان " لژیون سوم کمک راهنما همسفر هما "

ارسال مطلب :همسفرزهرا " لژیون هفتم کمک راهنما همسفر مریم"

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته و داستان،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر فرهاد فیروزی یکشنبه 23 شهریور 1399 06:03 ب.ظ
سلام و درود به همسفر گرامی. رهایی پسر شما خواسته قلبی ماست. به امید ان روز....
سلام وجیهه هستم همسفر جواد یکشنبه 23 شهریور 1399 02:58 ب.ظ
خیلی عالی بود سکینه جان انشالا که به همین زودی خبر آمدن پسرت رو بشنویم. خدا قوت به خانم زهرا.
فاطمه قویدست یکشنبه 23 شهریور 1399 12:34 ب.ظ
سلام سکینه جون، خیلی خوشحالم که بااعتمادبه خودت موفق شدی، ایمان داشته باش برای بار دوم هم موفق میشی، آرزومند خواسته هایت، دوستت دارم.
سمانه همسفر لژیون ۸ یکشنبه 23 شهریور 1399 10:47 ق.ظ
سلام سکینه جان ممنون از دلنوشته قشنگت ان شاالله به زودی شاهد رهایی پسر عزیزت باشی و مطمئنم تو اینقدر دلت پاکه و مهربون که خداوند هم این شادی رو به زندگی میده .ممنون از خانم زهرای عزیز و خانم مژگان
همسفرمعصومه لژیون نهم یکشنبه 23 شهریور 1399 10:29 ق.ظ
سلام وعرض ادب خدمت خانم سکینه عزیز خوشحالم که برداشت خوب ازآموزشهای کنگره داشتید مطمئنا باصبروتلاش وایمان به خدایی که درهرلحظه حواسش به همه ماست اتفاقات خوبی درراه خواهدبود.انشاالله که به خواسته دلتون میرسید.
همسفرمریم لژیون ۸ یکشنبه 23 شهریور 1399 09:25 ق.ظ
خداقوت سکینه عزیزم .خواهرخوبم خوشحالم که با کاربردی کردن اموزشهایی که گرفتی تونستی نقطه تحملت رو بالاببری ومطمئنم به بهترین جایگاهها میرسی و بعداز به درمان رسیدن پسر عزیزت منتظر دیدن شال کمک راهنمایی دور گردنت هستیم .انشاالله.
سپاس ویژه از خانم زهرا عزیز درواحدسایت
همسفر مژگان لژیون 3 یکشنبه 23 شهریور 1399 08:59 ق.ظ
سلام خانم سکینه درس بزرگی از شما گرفتم تشکر و سپاس بخاطر ابن دل نوشته زیبا و پر از درس . خداقوت ویژه به خانم زهرا عزیز
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات