جشن تولد یکسال رهایی همسفر مریم
جمعه 23 آذر 1397 ساعت 08:28 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر زهرا | ( نظرات )

مراسم تولد اولین سال رهایی  همسفر مریم

  رهجوی کمک راهنمای محترم سر کار خانم زارع در روز پنجشنبه 

مورخ 1397/09/22 در نمایندگی الهیه مشهد برگزار شد.





با توجه به هفته هم سفر و پیوند من با کنگره در این هفته، تمام هم سفرانی که مسافرانشان وارد کنگره نشده، آرزو می‌کنم در این هفته مسافرانشان وارد کنگره شوند.

خلاصه سخنان کمک راهنمای محترم مسافر داریوش



سلام دوستان داریوش هستم یک مسافر

خداوند را شاکرم که بار دیگر این فرصت به دست آمد، در این جمع با عشق باشم و شاهد تولدهایی  که یقیناً طی کردن راه الهی منتهی به این بهشت موعود می‌شود.
به محراب عزیز و هم سفرانش و همچنین سرکار خانم زارع تبریک میگویم، جا دارد یادی هم بکنیم از اولین کسانی که در نمایندگی مشهد بوده‌اند و برای به بار نشستن اینجا زحمت‌کشیده‌اند و امیدوارم هر جایی که هستند مستدام و پایدار باشند، محراب عزیز با چند سال ترک به صورت سقوط آزاد از یک NGO دیگر وارد کنگره شد و طبق آموزش‌هایی که راهنما از اساتید خود می‌گیرد، در این موارد برای سنجیدن اراده و خواست فرد تا مدتی به او برنامه دارویی نمی‌دهند و این مسئله در مورد محراب هم حدود دو ماه طول کشید و من به ایشان پله نمی‌دادم تا میزان اراده او را بسنجم و اینکه راه و رسم زندگی را بیاموزد.
خدا را شکر این مدت سپری شد و یوم الفضلی شد برای خدمت گرفتن، محراب جایگاه خدمتی گرفت و هم سفران ایشان هم در این راه همراهش بودند و بال پروازی برای رسیدن به حال خوش و در ادامه چه در کنگره و چه در زندگی شخصی، جایگاه‌هایی خوب برایش رقم خورد.


ما امروز همه چیز را مدیون مهندس و خانواده ایشان هستیم و پیرو صحبت‌های ایشان در کنگره هیچ کس مدعی درمان نیست و درمانگر خود فرد است یعنی اسباب درمان فراهم است اسبابی که تخم نکوی آن را جناب مهندس کاشتند، امیدوارم محراب عزیز در تمامی مراحل زندگی موفق باشند و همه مسافران این جایگاه را تجربه کنند.


خلاصه سخنان مسافر محراب


سلام دوستان محراب هستم یک مسافر

اول از همه به خاطر اینکه بتوانم بغضم را فروببرم و به خود مسلط شوم اجازه بدهید از کسانی تشکر کنم که در تجربه کردن من در این جایگاه تأثیرگذار بودند.
من در NGO دیگری چند سال ترک کرده بودم ولی هیچ‌گاه حال خوبی نداشتم تا اینکه توسط دوست عزیزم آقا رسول با کنگره آشنا شدم و هیچ‌وقت فرصت نشد تا از ایشان تشکر کنم و از همین جا از رسول عزیز تشکر می‌کنم و خواهش می‌کنم ایشان را تشویق کنید.
 همیشه دنبال راهی بودم تا از حال خراب آن زمان نجات پیدا کنم ولی علیرغم عدم مصرف مواد، با یک فرد مصرف‌کننده هیچ فرقی نداشتم؛ تخریب‌های زیادی در صور پنهان داشتم و اصلاً تعادلی در زندگی نداشتم، من قبل از ورود به کنگره مواد مصرف نمی‌کردم ولی بارها خواب مصرف مواد می‌دیدم و پس از بیدار شدن خدا را شکر می‌کردم که خواب بوده ولی می‌دانستم این عدم مصرف تایمی دارد و پس از تایم حتماً به سوی مواد رجعت خواهم کرد و این ترس همیشه همراه من بود.
زندگی من کاملاً بی‌روح و سرد شده بود؛ من و همسرم از هم طلاق عاطفی گرفته بودیم و فقط به خاطر فرزندانمان باهم زندگی می‌کردیم.


امروز خیلی سعی کردم منقلب نشوم ولی این حس و انرژی فوق‌العاده‌ای که پس از سلام کردن من و جواب شما به من منتقل شد شرایط را کاملاً عوض کرد و این جو مرا گرفت.
دوست ندارم مراسم تولد با اشک همراه باشد هر چند حس خوب و صادقانه را القاء می‌کند ولی می‌خواهم مراسم تولد امشب با شادی همراه باشد.
در ادامه از راهنمای خوش تیپ و با کلاس خودم تشکر می‌کنم که گاهی با تلنگرهای خودشان راه را برای من هموار کردند همچنین از کمک راهنمای هم سفرم ممنونم که ویژگی بارز ایشان احترام شدید به حرمت‌هاست، از هم سفرم هم تشکر می‌کنم که در این راه ثابت‌قدم بودند و در مقطعی که من به سالن ورزشی نزدیک نمایندگی می‌آمدم، در روزهای دوشنبه هم‌سفرم هم را با خود به نمایندگی می‌رساندم و به خاطر تعطیل شدن سالن فوتسال به ایشان گفتم اگر می‌خواهی به کنگره بروی باید خودت بروی و باز هم محکم در کنگره ماندند.

در پایان به علت وقت کمی که داریم و اینکه دوستان به جلسه لژیون که بسیار مهم هم است برسند از هم سفرم به خاطر اذیت‌هایی که در طول زندگی کردم عذرخواهی می‌کنم و ادامه صحبت را به ایشان می‌سپارم.

خلاصه سخنان کمک راهنمای محترم همسفر، سرکار خانم زارع


سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر

خداوند را شاکرم که بار دیگر در این جایگاه هستم تا تولد محراب و مریم عزیز و همسفران کوچکشان را جشن بگیریم، یک خدا قوت ویژه هم خدمت آقای داریوش عرض می‌کنم.
در مورد مریم باید بگویم که ایشان در سفر اول رهجویی بسیار عالی، آرام و صبور بودند و امروز تنها چیزی که می‌توانم به ایشان توصیه کنم این است که سعی کند بندهایی را که در اطرافش دارد باز کند و خود را رها سازد، امیدوارم در سفر دوم ماندگار شود و خدمت کند ولی مهم‌تر از خدمت کردن این است که بتواند خود را از بندها رها کند و آرامش پیدا کند.


در پایان لازم است به اظهار لطف آقای محراب اشاره‌ای بکنم چون هم ایشان و هم سفرشان کاملاً حرمت‌ها را رعایت می‌کردند و من به عنوان راهنما فقط یک بار گوشزد می‌کنم و این دو عزیز خودشان رهجویان منضبطی بودند.

خلاصه سخنان همسفر محراب 


سلام دوستان یسنا هستم همسفر محراب

از مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم همچنین از خانم زارع و آقا داریوش متشکرم.


خلاصه سخنان همسفر محدثه


سلام دوستان محدثه هستم همسفر محراب

آنچه باور است محبت است
و آنچه نیست ظروف تهی ست
من که می‌گویم، کلام خود نیست
بلکه فردیست در جمع بیکران هستی
که باورش کار هر کس نیست
مگر معنای آن، بداند که آن چیست
ارابه‌ها را در بیکران به حرکت در آورید
که نگهبانان ماوراء
به آنچه در زمین می‌گذرد نیازمندند
بشکافید آنچه شکافتی نیست
در دل سنگ بروید و ترکیب‌ها را جدا نمائید.


از راهنمایان پدر و مادر تشکر می‌کنم که خیلی وقت گذاشتند همچنین از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که ما را به آرامش رساندند و امیدوارم همیشه سایه ایشان بر سر ما باشد.

سخنان همسفر محراب


سلام دوستان مریم هستم یک همسفر

چند روزی است که فکر می‌کنم اینجا چه بگویم و نهایتاً تصمیم گرفتم داستان زندگی‌ام را بیان کنم
من زمانی که می‌خواستم با همسرم پیمان ازدواج ببندم هیچ شرطی نگذاشتم جزء اینکه همسرم سمت مواد نرود.
یک ماه از ازدواج ما نگذشته بود که در یک مهمانی در خانه مادر همسرم وقتی برای آویزان کردن کیفم رفتم به اتاق و با مواد مخدر در جیب همسرم برخورد کردم دنیا بر سرم آور شد و خود را بدبخت‌ترین همسر روی زمین دیدم، وقتی از ایشان راجع به آن بسته مواد پرسیدم؛ گفتند که چیزی نیست و پودر رنگ چاپخانه است؛ هر چند در مورد اعتیاد اطلاعات اندکی داشتم ولی سکوت کردم و به رویشان نیاوردم تا اینکه یک بار دیگر به قصد خوشحال کردن ایشان نهار پختم و به محل کارشان بردم ولی به محض ورود به اتاق کارشان متوجه شدم چیزی را پنهان کردند، هر دو منتظر فرصتی بودیم؛ همسرم به دنبال فرصتی برای دست به سر کردن من و من بد نبال فرصتی برای فهمیدن ماهیت آن چیزی که پنهان کردند در نهایت باز هم کوتاه آمدم و به منزل برگشتم.
وقتی خدا دختر بزرگم را به ما هدیه داد من و همسرم فراز و نشیب زیادی داشتیم و همان طور که همسرم گفتند از یکدیگر طلاق عاطفی گرفته بودیم؛ در یکی از درگیری‌ها؛ همسرم لیوانی را به سمت من پرتاب کرد و به سمت آشپزخانه رفت و چاقویی برداشت، من دخترم را در آغوش گرفتم و در گوشه‌ای ایستادیم ولی همسرم به سمت اتاق دخترم رفت و سر عروسک‌های او را برید، آن زمان نمی‌دانستم مواد مخدر تا چه اندازه می‌تواند انسان را از تعادل خارج کند چون آموزش و آگاهی در این زمینه نداشتم.
من 13 سال مسئله اعتیاد همسرم را مانند یک راز نزد خود نگه داشتم و 13 سال در سکوت، رنج و درد را تحمل کردم و در نهایت یک روز که مصادف با هفته هم سفر بود، همسرم به سراغ من آمد و مرا با خود به اینجا آورد، نگاه پر مهر خانم آتنا و آهنگ کلیپ تولد بود که مرا جذب کرد.

اگر من امروز دوست دارم بمانم و خدمت کنم به خاطر این است که در بدو ورودم با تمام وجود اعتیاد همسرم را فریاد زدم چون جایی آمده بودم که می‌توانستم راز 13 ساله خود را به زبان بیاورم و بگویم من هم مسافر دارم و من هم در کنار کسی زندگی می‌کنم که مصرف‌کننده مواد مخدر است، چون همیشه از اینکه کسی از اعتیاد همسرم باخبر شود واهمه داشتم و این ترس و عدم اعتمادبه‌نفس همیشه با من بود.
گاهی همسفران از تجربه‌های تلخ خود میگویند و می‌پرسند که آیا امکان دارد مسافر ما هم به درمان برسد؟
 من با اطمینان می‌گویم بله؛ همان طور که خانم احترام با اطمینان به من گفت و قول رهایی مسافرم را داد، صبور باشید و مطمئن باشید این اتفاق خواهد افتاد.
من از خداوند متشکرم که گوهر صبر را در من قرارداد چون بعد از اولین ماه زندگی‌مان می‌توانستم همه چیز را رها کنم و بروم و این راحت‌ترین راه بود، اما ایستادم و به لطف خدا زندگی پر فراز و نشیبم را ساختم.


خدا را شاکرم که کنگره را در مسیر من قرارداد، من در کنگره آموختم که قدردان باشم، از جناب مهندس تشکر می‌کنم و امیدوارم سایه پر مهرشان مستدام باشد، از راهنمای مسافرم ممنونم و همچنین از راهنمای خودم خانم زارع که با وجود فوت پدر همسرشان امروز به من پیامک دادند که در جشن من حضور خواهند داشت و با این حرکت دنیا را به من دادند و هر چند شاید ایشان به ظاهر جدی باشند ولی سراسر عشق و محبت‌اند و من عاشقانه دستانشان را می‌بوسم.
 از سرکار خانم نیک‌بین متشکرم که شوق خدمت کردن را در من زنده کرد، همچنین از سرکار خانم عصمت که راه ورزش و نشاط را به آموزش دادند، از گروه هم سفران هم متشکرم چون من در اینجا دوستانی پیدا کردم که از وجودشان لذت می‌برم و انرژی می‌گیرم.
در نهایت از مسافرم متشکرم و از ایشان عذرخواهی می‌کنم اگر به خاطر وجود یک نقطه منفی در وجودشان، زندگی را به کام ایشان تلخ می‌کردم و با همه وجود میگویم هر چند نمی‌توانم جای خالی پدر و مادرت را پر کنم اما همیشه کنارت هستم و عاشقانه دوستت دارم و امیدوارم سایه شما همواره بر سر من و فرزندانمان باشد.
ممنونم که با سکوت خود به صحبت‌های من گوش فرا دادید.

























عکاس:همسفر زهرا " لژیون کمک راهنما خانم ابراهیم زاده"





Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مناسبت و جشن ها،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
دوشنبه 26 آذر 1397 02:04 ب.ظ
مریم جان تبریک میگم انشاالله کمک راهنمایی شما رو ببینم.به کمک راهنمای عزیز ومهربانم خانم معصومه هم تبریک میگم.
مریم همسفرمحراب شنبه 24 آذر 1397 11:04 ب.ظ
ممنون وسپاسگزارم ازهمه ی شما عزیزان که به من لطف دارین با آرزوی سلامتی وآرامش برای تک تکتون ازخانم زهرای نیک بین عزیز هم بابت عکسها ممنونم
همسفر زهره شنبه 24 آذر 1397 10:16 ب.ظ
سلام و خدا قوت به مریم عزیزم خیلی خیلی خوشحالم که شما ها رادر این جایگاه میبینم و از خداوند بهترین ها را برایتان آرزومندم امیدوارم حال دلت همیشه کوک کوک باشه
فاطمه همسفر هادی شعبه فردوسی شنبه 24 آذر 1397 07:27 ب.ظ
تبریک میگم مریم جان خیلی خوشحال شدم انشالله تولد آزاد مردی مسافرتون
مستدام و پایدار باشید
خدا قوت به خدمتگزاران سایت
شنبه 24 آذر 1397 11:20 ق.ظ
سلام خسته نباشید مریم جون تبریک میگم اولین سال رهایی رو به شما وخانواده محترمتان
خسته نباشید به خانم نیک بین بابت عکس های زیبا که گرفتن
همسفر فرشته داوطلب شنبه 24 آذر 1397 12:27 ق.ظ
عرض سلام و تبریک خدمت خواهر لژیونی خوبم مریم جان و خدا قوت به خانم معصومه راهنمای عزیزم.
شاد باشید و مستدام...
مسافرسیدمهدی یزدان شنبه 24 آذر 1397 12:00 ق.ظ
خداااقوت خدمت مدیر وبلاگ سرکار خانم نیک بین⚘
و الباقی خدمتگزاران گروه سایت خانواده⚘

تبرررریک و شااادباااش ویژه خدمت سرکار خانم و مسافر عزیزشان⚘⚘
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: